السيد موسى الشبيري الزنجاني

6005

كتاب النكاح ( فارسى )

عمر با اين كلام اعتراف نموده است كه متعه در زمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله حليت داشته است مسلمين هم بر اين حليت اتفاق نظر دارند ، اهل سنت روايات زيادى از بزرگان صحابه مثل جابر بن عبد الله ، عبد الله بن مسعود ، عبد الله بن عباس ، عمران بن حصين ، ابو سعيد خدرى ، زيد بن ثابت و . . . نقل كرده‌اند كه متعه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله و أبو بكر و مدتى از حكومت عمر حلال بوده است و بعدا عمر آن را تحريم نموده است . لذا چون اصل حليت متعه ثابت است بر قائلين به حرمت است كه رافع اين حكم را اثبات نمايند و بيان نمايند كه متعه به طور موقت در زمان پيامبر حلال بوده و بعدا حرام شده است . از آنجا كه نمىتوانند بگويند پيامبر متعه را حلال نموده و عمر آن را در قبال كلام نص پيامبر حرام كرده است به توجيهاتى در كلام عمر دست زده‌اند . توجيهات عامه براى نهى عمر از متعه الف - توجيه قوشجى قوشجى در بحث امامت شرح تجريد حرف عجيبى در توجيه كلام خليفه دارد مىگويد : ان ذلك ليس يوجب قدحا فيه ، فان مخالفة المجتهد لغيره فى المسائل الاجتهاديه ليس ببدع مىگوييم واضح است كه اين توجيه ، كلامى باطل است زيرا ممكن است كسى قائل شود كه پيامبر در موضوعات سهو مىكند ولى در احكام ، هيچ كس قائل به سهو پيامبر نيست تا گفته شود پيامبر در قبال مجتهدين ديگر است و شايد اشتباه و سهو در اجتهاد از پيامبر سر زده و ديگرى با اجتهاد او مخالفت كرده و نظريه‌اى در قبال او داده است . البته براى اينكه كلام قوشجى چنين سست و واضح البطلان نباشد توجيهى در كلام او وجود دارد كه بعداً ذكر مىنماييم .